پایان فصل اول (لاکپشت عززییززززز)

 

هی زندگیگریه.سلام بچه ها امروز آخرین بخش فصل اول لاکپشتان است فصل دوم معلوم نیست کی به بلاگ فرستاده میشه. خوب آخرین قسمت رو شروع کنیم.امروز رفتم تا آبشان را عوض کنم که دیدم لاکی ولاکمن به صورت محبت آمیزی به من نگاه می کنند عجیب بود دست من رو گاز نگرفتندتعجب.لگن رو خم کردم ولی اونا از لگن بیرون نپریدن فقط به بیرون نگاه کردند گذاشتمشان بیرون ولی اومدند کنار من این یعنی که بامن دوست شده اند چه حس خوبیقلب.شما هم اگر از ان عزیزتان به خوبی مراقبت کنید این گونه می شود.خداوند یارونگهدارتان باشدخیال باطل.

/ 2 نظر / 8 بازدید
امیر

سلااااااااااااااااااااااااااااام...

نیلو

من از حیوونا می ترسم[ناراحت]