سفر به سمبل ایران.

ما یعنی:من،پارسا،شفق،زویا،علی آقا،دوست شفق،عمودادیار،مامان،بابا،مامان بزرگ ونیما پارسال یعنی سال نودودو،به برج میلاد سمبل ایران رفتیم.اول رسیدیم واز نگاه کردن به بالا دهانمان باز ماند وسپس رفتیم به رستوران برج میلاد حسابی از این که عمو داور نیامده بود همه برای عزا مقداری از غذایشان را به من می دادند وغذای من رنگین شده بود من غزل آلا انتخاب کردم وبعد از غذا موقع رفتن به دست شویی چند عدد چینی دیدیم.بعد رفتیم طرف برج ویک دوچرخه ماشینی دیدیم وبعد رفتیم تو اسانسور قدرت عالی داشت و بعد به وسیع ترین قسمت برج رسیدیم که انواع هنر ها در آن شکل گرفته بود از کوزه سازی گرفته تا نقاشی ازفرش بافی تا درست کردن انگشتر و... وکنار در آسانسور ماکت تمام برج های جهان بود وبعد ما رفتیم به قسمت بیرونی که دوربین بود بعد برگشتیم و یادگاری من از اونجا یک هواپیمای زیبای چوبیست. finish .

/ 2 نظر / 14 بازدید
محمد صادق سبط الشیخ انصاری

پوریا جان، من هیچوقت برج میلاد نرفتم و نخواهم رفت. دوستش ندارم. من برج آزادی رو دوست دارم با آب زرشکای معروفش

شفق

راستش به نظر منم برج میلاد سمبل ایران نیست...دارن تلاش می کنن سمبل تهران بشه اما منم هنز وقتی بهم بگن تهران در جا یاد میدون آزادی می افتم.ولی پوریا حق داره.طبلیق روی برج زیاده ولی ما هنوز فرصت نکردیم بریم اونجارو یه دل سیر بگردیم و ببینیم.در ضمن آب زرشک که فرمود دکتر سبط الشیخ الانصاری و دهنم آب افتاد،دلم به تاپ تاپ افتاد هم باید آدرسشو بگییم