بیمارستانی با مریض های امیدوار به جوانان آینده.

امروز۱۴۲۴/۱۰/۲۹است.من دانش آموزی هستم که مشقش تحقیق درباره ی گذشته ی ایران است.من پس از تحقیق های فراوان بیمارستانی را پیدا کردم که افرادی از آن دوره در آنجا روزشان را می گذرانند.به آنجا رفتم و افرادی را دیدم که بسیار پیر هستند ودر اتاقک هایی هستند که هوای بسیار پاک در آن وجود دارد.امضای معلم و علامت مدرسه را نشان دادم و مسئولین بیمارستان با دیدن اینها اجازه دادند که به یکی از این اتاقک ها بروم.الآن داخل اتاقک هستم و هوا عالی است تا به حال هوایی به این پاکی حس نکرده بودم.با فرد پیری که داخل اتاقک بود صحبت کردم وگفتم :سلام اینجا چه حسی دارید و او به من گفت :سلام من به علت هوای آلوده ی گذشته اینجا بستری هستم؛گفتم:می توانید از آن دوره بیشتر بگویید.گفت:آه،چه بگویم... آن دوره تکنولوژی عقب افتاده تر از امروز بود ،سوخت های فسیلی چشم بسیاری از دولت ها را گرفته بود ومردم نیز اصراف زیادی داشتند یعنی تک نفره یک ماشین را سوار می شدند و به هر گونه به محیط زیست صدمه می زدند و ما بیمار های اینجا تاوان آن سهل انگاری هارا می دهیم.تشکر کردم و رفتم.پس از خارج شدن از اتاقک گلویم گرفت بغض کردم و بیرون رفتم.پس از بردن تحقیق به مدرسه معلم مرا صدا کرد و گفت:رفتار های مردم گذشته را دیدی؟آنها حتی به آثار تاریخی رحم نکردند تو سعی کن  تا فایده داشته باشی امید آن افراد شما ها هستید که درکشان می کنید.

/ 0 نظر / 17 بازدید