من و نیاور کاخ (کاخ نیاوران)

روزش چه مهم بود. روز ها بود که من،پارسا،شفق وعمو داور تصمیم داشتیم بریم نیاور کاخ واز آن پس روزی که قبل از انجام مأموریت بود مابه خانه ی شفق رفتیم که هم نزدیک بود وهم باهم از یکجا حرکت کنیم.ما شب برای این که خوش بگذرد به رستوران رفتیم که نامش سینما آزادی که طبقه دهمش رستوران بود ،نمی دونید چه مکافاتی کشیدیم بریم بالا ،اسانسور نبود که وسیله ی آزار واذیت بود ماو چند نفر دیگر همش طبقه ی دهم رو می زدیم ومیرفت 3،پی،6،9،2،3،6وهمین آخر سر طبقه ی پنجم پیاده شدیم وبا پله رفتیم بالا وبعد کنار وعده انتخاب کردیم ومن سیب زمینی انتخاب کردم و انتخاب بقیه رو یادم نمی آید  وبعد نشستیم همه سیب زمینی خوردیم چون مال من زیاد بود وبعد غذا هم ساندویچ بود وما منتظر ماندیم تا غذا برسد و تا برسد  بازی شهر بازی کردیم امیدوارم بلد باشید واگر بلد نیستید می توانید در نظرات مشکل خود را بگویید وغذا رسید و خوردیم و بعد به خانه رفتیم وخوابیدیم تا فردا صبح به کاخ برویم .من زود تر از همه بیدار شدم و چای دم کردم،سفره انداختم بشقاب گذاشتم وقاشق،چنگال،وسایل صبحانه از قبیل کره،پنیر،مرباوکنار هر بشقاب میوه گذاشتم وبعد همه رو بیدار کردم وصبحانه خوردیم و راه افتادیم و وقتی رسیدیم رفتیم بلیط همه ی قسمت ها رو گرفتیم ودونه به دونه گشتیم از اونجایی که فیلم قهوه تلخ گرفته می شد تا دندان پذشکی شاه واتاق های شخصی فرزندان واتاق پسر شاه وحمام واتاق خود شاه ودر مخفی ایشان ودستشویی واتاق فکر واتاق انتظار به هر حال همه جارو گشتیم ولذت بردیم و شما رو راهنمایی می کنم اگه ماشین ندارید یاپول سفر خاج شهر ندارید به این نیاور کاخ بروید ولذت ببرید ومن شما رو گارانتی می کنم. توجه:ما چند با ر تلاش کرده بودیم برویم به کاخ اما طبیعت یار نبوده و مارو خیس مثل موش آب کشیده کرده واین که من الا ن دارم رژیم می گیرم وکتاب هایم به 722 تا رسیده.

×××××××××

 

 

 

 

 

/ 4 نظر / 61 بازدید
شفق

به قول خودت "چه خاطره آسمانی "زنده کردی....بهار 90 بود.کلی خوش گذشت و کلی نکته ازتون یاد گرفتم. قابل توجه بابک شکوفی ،معمار سینما آزادی،بازتاب طراحی به هر رو خودش در همه کاربرها نشون می ده

شفق

یعنی این پیام اخلاقی آخرت بی نظیر بود و این گارانتی که گفتی ...هاها کتابای من شد 620

نا معلوم

چه زیبا

م. خلج

[لبخند][دست]