روز پر استرس من.

همون روزی که علی آقا من رو صدا کرد شبش من،پارسا،شفق،مامان،بابا،عموداور،عمودادیار،مامان بزرگ به پارک موزه دارآباد رفتیم ونشستیم وغذا خوردیم صحبت کردیم با موبایل عمو دادیار،من وپارسا وشفق بازی کردیم وبرگشتیم راستی از راه بگم:بدبختی،ترافیک،بدبختب،ترافیک،ترافیک،بدبختی موزمن.وتمامشیطان

/ 1 نظر / 22 بازدید
شفق

جالبه که ترافیک سر از خاطره تو هم حتی سر در آورده