محرم(قسمت دوم)

سلام امروز ۹۳/۱۲/۸من و عمو هایم به بیرون رفتیم تا گشتی بزنیم و تنها چیزی که دیدیم این بود که صف های طویل جلوی چند تا از خانه ها بود البته از این صحبت ها دور شویم که مردم به خواطر غذا میرن تو صف ،خوب از شب ساعت ۱۰شروع شد که ما رفتیم بیرون واز راه مخصوص رفتیم و چند هیت دیدیم راستی چند تا از دوست هایم را دیدم حدود ۹نفر بودند ورفتیم شربت خوردیم وراستی مر دم پر بودند و آش وشیر وشیرکاکائو وچای میدادن ماهم خوردیم بعد تو راه چند تا شیخ دیدیم وبعد راه افتادیم خونه وهمین با این که کم است ببخشید .

/ 0 نظر / 17 بازدید