چه روز خوبی وچه خاطره ای.

اختتامیه سومین جشنواره ی سفر نویسی وبلاگ نویسان ناصر خسرو بود من وپارسا ازکلاس موسیقی داشتیم به سوی عمویمان می رفتیم که اومارابه سوی جشنواره ببرد. ما آنجا دختر عمویمان شفق رادیدم وباهم به داخل جشنواره رفتیم وقبل از نمایش غرفه هارا نگاه کردیم و در بین این غرفه ها غرفه ای که از زیست توپ کاری به عمل داده بود بسیار می درخشید من ازاین غرفه بسیااااااار خوشم آمد.

 

 

من و پارسا و لاکپشت عزیز کاستاریکا

خوب الان باید به داخل سالن بریم برای نمایش واین که وقتی ما رسیدیم هیچ کس نبود ما و خانم زهره سادات وآقای پارسا شجاعی بودیم اقای پارسا از خاطرات خودشان گفتند ومن خیلی از ایشان راضی بودم وپس از گفت وگوها چند نفر دیگر اضافه شدند وآقای پارسا خانم وآقایی راصداکردند که فقط خانم آمد ببخشید ولی اسم آنها یادم نمی آید ولی از گفته هایشان خوشم آمد وبعد از آن خانم زهره سادات وبلاگ پردیس موعود وبلاگی که از همه بیشتر بهش الاقه پیداکردم شد خانم زهره سادات با تمام احساسات ازوبلاگ خود تعریف می کرد و پیر ترین وبلاگ نویس نیز بود.وبعد از آن آقای گائینی آمد وازآن نیز خوشم آمد وجا دارد که از آقای علیرضا تشکر کنم به علت این که اسم ما یادشان رفت(ببخشید شوخی کردم)وبلاگ آقای علیرضا نیز خوب بود واز ادامه دیگر خوشم نیامد واین که وقت رفتن به غرفه آقای پارسا رفتیم وآقای پارسا غرفه را به من امانت داد تا به مصاحبه برود و من از این ماجرا خوشحال شدم وسپس به همان غرفه ای که گفتم رفتیم واز آن ها یک علامت زیست توپ به من دادند ومن از این ماجرا خوش حال شدم وبرگشتیم.نیشخند

 

من در غرقه

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شفق

و حتما حتما باید یه تشکر ویژه از آقای شجاعی پارسا انجام بدم...به خاطر حس خوبی که به بچه ها دادند و خیلی صبورانه و جدی به سوالهای پوریا جواب داد و علیرضا .تاثیر خوب اون جلسه بدون حضور این دو نفر برای بچه ها هرگز میسر نمی شد

نا معلوم

عااااااااااااااااااااااااااااااااالییییییییییییییییییییییییییییییی ببببببببببببببوووووووووووووووودددددددددددددددددد[لبخند]

زهرا دارایی

مرسی از گزارش کوتاه و دوست داشتنیت. من دوست شفق جان هستم که توی سالن کنارش نشسته بودم و با حرفای قشنگه شما دوباره یاد اون روزه زیبا افتادم :) فقط ای کاش از این به بعد یه کوچولو از اتفاقات و اسامی افرادی که توی یه همچین جاهایی هستن، یادداشت برداری ه بعدا وبلاگت به عنوان مرجع هم مورده استفاده قرار بگیره. مثلا اسم دوستان و بیاری و لینکه وبلاگشون. موفق باشی پوریا جان و امیدوارم دوباره به زودی همدیگرو ببینیم :)

سیدمحمدرضا اعتصامی

به به به... مختصر و مفید... ما که استفاده کردیم و باز هم تأسف فراوان خوردیم از عدم حضور در جمع. به خصوص وقتی شفق جان از بازی جذابتون تعریف کردن و ما رو حسابی حسرت به دل گذاشتن از نبودن. هرجا هستید، موفق باشید. منتظر بهترین ها از جانبتون هستم... :)

نا معلوم

عالی است کار شما کاش آقای علیرضا یادشان بود که اسمتان رابگویند.

علیرضا از دیدنو

سلام مرسی از اینکه گزارش اون روز و نوشتی ...ای کاش میموندید و فیلمهارو هم میدیدید..خلاصه که کلی مفتخر شدیم شمارو دیدیم..موفق باشی.

پرویز شجاعی پارسا

سلام و درود فراوان به پوریای عزیز نوشته هایت را خواندم و کلی انرژی گرفتم و از اینکه صحبتهایم بر روی شما تاثیر مثبت داشته از خودم راضی هستم . در ضمن قدر دختر عمویت را هم بدان خداییش خیلی هواتو داره . راستی اسم من پرویز هست و نام خانوادگی ام شجاعی پارسا و اینکه من شما رو بنام وبلاگت لینک کردم پس تو هم منو لینک کن تا با هم بیشتر در تماس باشیم

پرویز شجاعی پارسا

راستی یادم باشه از برو بچه های انجمن یوزپلنگ یه بژ سینه یوزپلنگ برات بگیرم که یادگاری از این انجمن داشته باشی . این بژها برای حمایت از یوزپلنگ ایرانی ساخته شده که متاسفانه نسلشون در حال انقراضه .

زهرخ سادات

سلام پوریا جانم؛ امیدوارم خوب و خوش باشی. مرسی که از من تو وبلاگت تعریف کردی. کلی ذوق کردم وقتی شفق جان بهم گفت که اینجا از من نوشتی.[پلک] خوشحالم که وبلاگ می نویسی و خوشحالتر میشم که چندین سال بعد بیام و ببینم که هنوز هم داری می نویسی. امیدوارم اون موقع به هدفهایی که امروز داری رسیده باشی. خوش و خرم باشی عزیزم[گل]

زهره سادات

سلام پوریا جانم؛ امیدوارم خوب و خوش باشی. مرسی که از من تو وبلاگت تعریف کردی. کلی ذوق کردم وقتی شفق جان بهم گفت که اینجا از من نوشتی. خوشحالم که وبلاگ می نویسی و خوشحالتر میشم که چندین سال بعد بیام و ببینم که هنوز هم داری می نویسی. امیدوارم اون موقع به هدفهایی که امروز داری رسیده باشی. خوش و خرم باشی عزیزم [گل][پلک]