لاکپشت ها از تمام موجودات جهان بیشتر حرف برای گفتن دارند.
شما می توانید در این بلاگ در باره همه چیز بیاموزید وازآن هااستفاده کنید 
قالب وبلاگ
نويسندگان

همون روزی که علی آقا من رو صدا کرد شبش من،پارسا،شفق،مامان،بابا،عموداور،عمودادیار،مامان بزرگ به پارک موزه دارآباد رفتیم ونشستیم وغذا خوردیم صحبت کردیم با موبایل عمو دادیار،من وپارسا وشفق بازی کردیم وبرگشتیم راستی از راه بگم:بدبختی،ترافیک،بدبختب،ترافیک،ترافیک،بدبختی موزمن.وتمامشیطان

[ دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ پوریا متولی ]

امروز 93/6/7است. من دارم از عصبانیت  منفجر می شم .ماجرا از یک سال پیش شروع شد.بابام نتیجه گرفت که برام مبایل بگیره من هم اون زمان چیزی درباره ی موبایل نمی دونستم.من با پسر عموم صحبت کردم  چون اون درباره ی موبایل چیز هایی می دونست.گشتم وگشتم تا یک موبایل خوب پیدا کردم بایک قیمت خوب.اسم:هوآوی مدل وای300.بعد به بابام گفتم ولی نگو بابام رفته بود به بابای شهریار گفته بود که یک موبایل به درد نخور چینی دست هزارم که تنها استفاده ای که می شد ازش کرد این بود که مثل سنگ یک گوشه انداخت شود، بود.من حدود یک ماه ازش استفاده کردم و بعد مثل همون چیزی که گفتم یک گوشه انداختم.تا یک ماه پیش.من داشتم روزمو می گذروندم که علی آقا اومد گفت من می خوام موبایل بگیرم ومامانم ام گفت توهم بگیر.من رفتم گفتم به اون وبعد اون گفت حالا که می خوای بگیری تبلت بگیر من هم گفتم باشه.رفتم یک تبلت خوب از مدل لنووا وبا قیمت خوب وقسطی امروز که من دارم این مطلب رو می نویسم مطمئن باشید تا گذروندن یک سکته چیزی نمونده چون علی آقا ی نامرد گفته بود دوستم نیاورده و امروز میگه نمی خوام برات بگیرم چون می ترسم از درس بیوفتی ومن همیشه نمراتم بیست بوده تکواندو م عالی و ویولون هر روز از روز قبل بهتر می زنم وایشون میگه این جوریه.آخه شما بگین من چه قدر می تونم صبر داشته باشم من برای ساخته شدن خونه خودمون چند سال صبر کردم،برای هر امتحان چه قدر استرس می کشم،برای امتحانات ترم صبر کردم،برای موبایل چند سال می تونم صبر کنم ؟ فکر کنید سوال ریاضیه؟  وراستی علی آقا برای همه موبایل پیدا کرد بجز من وهمین دیروز برای یکی دیگه موبایل پیدا کرد واین منو می سوزونه که از وقتی تصمیم گرفتم تبلت بگیرم حتی آشغالی سر کوچومون هم تبلت داره من از دیدن این همه تبلت آخر سر سکته می کنم.این بود سفری از درون درحال ترکیده شده ی خودم.عصبانیگریه

[ جمعه ٧ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ پوریا متولی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما باغ ایران را گُلیم...... ایران گل و ما بلبلیم/ ما غنچه های نورسیم....... گل های بی خار و خسیم/ ما را در ایران زاده اند....... شیر محبت داده اند/ تا مهر من تابنده ست ..... ایران من پاینده ست/ قبل از جوجه جوجه طلایی،اولین شعری که مادر بزرگم یادم داد این بود. دستانش صنعتگری می دانستند،عشقش زندگی بود و خشمش مرگ،زنی بود که بی محابا زندگی می کرد وکمر به تسخیر آنچه که می خواست می بست.همه کودکی من که سرشار نور و رنگ و شادی بود،همه عشق من به سفر ،عکس و عصیان با او شروع شد.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed


دانلود آهنگ جدید

فال حافظ


فال انبیاء

فال انبیاء


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

.